تو عادت میکنی که من همیشه باشم.تو به خودت میگی که منو داری، و من که یه روباهم رو میذاری توی خونه و میری دنبال کارات و شب به خسته ترین حالت ممکن میایو منو یادت میره، روباها افسرده نیستن ولی من یه روباه عادی نیستم.از اول خلقتم دچار مشکل بوده به دلیله اینکه حالت 50-50 خلق شدم.من متناقضم و بی ثباتو و سیستمم همیشه رو به ویرانیه.اینا هیچکدوم بد نیستو من با همش کنار میام ولی وقتی میری و چند ساعت منو با خودم تنها میذاری،چیزایی که تو سرم هستن میان و وحشتناک ترین چیزایی که نباید رو میسازن و بزرگش میکنن.وقتی ازم میپرسی تو این چند ساعت چیکار کردم وقتی نبودی،من ترسناکترین هیولاهارو ساختم توی خودم....میدونی اگه تنهایی خوب بود،زندان انفرادی یه جور تنبیه نبود.
ما را در سایت من از آنروز که در بند توام آزادم دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 94