خود حرف زدگی

خرید بک لینک
تو بچگیام بخاطر روباه بودنم خیلی با خونواده ی آدمیزادیم رابطه ی خوبی نداشتم(الانم ندارم) برای همین وقتی که ناراحت میشدم خودمو بغل میکردمو با خودم حرف میزدم.حالا هم خیلی فرقی نکرده و با خودم حرف میزنم.عادت خوبیه برای یه جامعه ستیز موفق.من با خودم حرف میزنم چون حرفا همیشه تو سرم میمونه.حرفای تو کله ی بی خود.این بی خود هم برای کله بود هم برای حرفا.تو میدونی من براب چی اومدم روی زمین؟هیشکی نمیدونه و داستان از همین ندانستگی شروع شد و به حرف زدگی ختم شد.جالبه که وقتی با خودم حرف میزنم مثل الان،اسم هیچ شخصیتیو نمیتونم بگم.انگار این تنهایی بیرونی مثل یه عفونت تو مغز استخونمم رفته و من خیلی بی حس فقط به صدای خودم گوش میدم بی اینکه حتی صدامو بتونم تصور کنم.میفهمی؟

من از آنروز که در بند توام آزادم...

ما را در سایت من از آنروز که در بند توام آزادم دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 100 تاريخ: پنجشنبه 10 آبان 1397 ساعت: 20:24

صفحه بندی